
چند شب پیش که داشتم قران می خونم (ریا نباشه)با ایه ای در سوره ی الرحمن رو به رو شدم که معنایش مرا به فکر برد...
چند روز بعد این میل را دریافت کردم ...
در شهر توریستی اسکاگن با این زیبایی رو می شوید، این شمالی ترین شهر دانمارکی ها می باشد..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا به وجود می آید.
و این همان چیزی است که در قرآن آمده است
سورة مباركه الرحمن
حمایت و بازدید شما را می طلبم...
التماس دعا
شیوه ی زندگی جدیدی که چند وقت دیگر ما را درگیر خود می کند پس چه بهتر که قبل از درگیری آگاه باشیم.

متن سخنرانی دکتر عباسی در مورد secend life:
بیشتر مطالبی که بیان می کنم ناظر به چارچوب های خود تحلیل گران غربی در مورد esecond life است. اگر رصد فرهنگی و جریان شناسی فرهنگی کنیم امروز یکی از مهمترین نکات، موضوع زندگی دوم است و برای اینکه این موضوع در آینده به چالش جدی زندگی ما تبدیل نشود از همین امروز که هنوز ما با آن خیلی درگیر نشده ایم باید چاره ای اندیشید. لذا این جلسات در این دوره ها جلسات مقدماتی است و ان شاالله به سمتی برود که در فضای دانشگاه ها به طور عمیق تر و تخصصی تر به این موضوع پرداخته شود.
سوال اینجاست که با این پدیده چه باید کرد؟ در سال 1979 و 1980 و همزمان با وقوع انقلاب اسلامی نویسنده کتاب موج سوم گفته بود که در آینده کلبه الکترونیک شکل خواهد گرفت و بعدا این جمله را تحت عنوان کلبه دیجیتالی کامل کرد. امروز کلبه دیجیتالی محقق شده و شما می دانید که هرکس که بوسیله کامپیوتر شخصی خودش می تواند به جامعه تمدنی دیجیتالی در فضای سایبر متصل شود و آن دوره ای که پیش بینی شده بود عملا محقق شده است.
خلاصه فيلم
سیمین (لیلا حاتمی) می خواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده. اما نادر (پیمان معادی) نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد تنها رها کند.این اختلافات باعث می شود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند اما دادگاه درخواستش را رد می کند و مجبور می شود به خانه پدرش برگردد. ترمه تصمیم می گیرد پیش پدرش نادر بماند به امید اینکه مادرش سیمین پیش آنها برگردد.نادر نمی تواند از عهده مراقبت از پدرش بر بیاید پس برای این کار یک مستخدم به نام راضیه (ساره بیات) استخدام می کند. این زن جوان که باردار است این کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسینی) قبول کرده است. یک روز نادر به خانه برمی گردد و پدرش را در حالی که طناب پیچ شده و تنها رها شده می بیند. وقتی راضیه به خانه بر میگردد دعوای شدیدی در میگیرد که عواقب تراژیک آن نه تنها زندگی نادر را زیر و رو میکند بلکه تصویر دخترش از او را دستخوش تغییر می کند.
و اما بررسي ان:
موضوعي كه بيشتر از همه ذهن من را درگير خود كرد مسئله دروغ گفتن بود...
در اين فيلم گويا سعي شده بود دروغ گفتن از زبان نادر يا در واقع قشر مرفه جامعه كم اهميت جلوه نمايد و در قبال ان تند خويي و خشم حجت كه همان قشر محروم و اسيب ديده ي جامعه است پر رنگ...
در اين فيلم هم مثل بسياري از دگر فيلم ها قشر محروم و مذهبي افرادي خشن و بي فرهنگ به نمايش در امدند ...
ايا همه ي افراد اين قشر به همين صورت هستند؟
چرا بايد در سينماي ايران همواره افراد مذهبي اين گونه باشند و يا در هر حال اين دسته افراد يك جاي كارشان ايراد داشته باشد و باعث شود جلوه ي مذهب در ذهن افراد تخريب شود؟؟!!
فيلم هاي هاليوودي كم نبود ؟ ايا ما بايد از داخل و از طريق خودمانهم به مذهبمان ضربه برنيم !
در اين جا هم افراد به اصطلاح مدرن قصد مهاجرت به خارج از كشور را دارند زيرا شرايط براي پيشرفت را مهيا تر مي بينند ...
پس كي و در چه زماني ما با فيلم هايمان مردم را ترقيب مي كنيم كه در وطن خود بمانند و باعث پيشرفت خود و كشورشان شوند ؟
ايا زمان ان فرا نرسيده كه تغيير اساسي در سينما ي ايران ايجاد شود؟؟
دانشمندی هندی در سال 2009 متوجه تششعات بزرگ خورشید به سمت زمین می شود که در نهایت باعث زلزله های پی در پی و بالا امدن سطح اب دریاها می شود که نهایتا باعث نابودی ساکنان زمین در سال 2012 می شود.
او موضوع را به کاخ سفید می گوید و انها تصمیم می گیرند که 400 نفر از انسان های برگزیده را انتخاب کنند(افرادی از بزخی از کشورهای جهان،اثار فرهنگی و چند جفت از حیوانات)، کشتی ای در منطقه ی بلندی در چین ساخته و در ان ساکن شوند.
در این میان یک رمان نویس ناموفق امریکایی به نام جکسن که شغل دوم ان رانندگی یک سرمایه دار روس است از ماجرا مطلع می شود ، و با پشت سر گذاشتن اتفاقا سهمگین متعدد همسر و دو فرزندش را به ان کشتی می رساند.
کشتی دچار ابگرفتکی شده و جکسن می تواند با پسرش نواه(نوح)نقص فنی دریچه ی کشتی را در اخرین لحظه برطرف کندو ساکنان کشتی را از مرگ حتمی نجات دهد.
یک سال و یک ماه و 27 روز بعد مسافران به خشکی های افریقای جدید رسیده و در عرشه به دنیای جدید می نگردند.
این فیلم از داستان حضرت نوح الگو گیری شده است ولی با تفاوتهای زیاد.حضرت نوح انسانهایی را به کشتی راه داد که به خدا ایمان داشتند ولی در این فیلم از ایمان خبری نیست بلکه کشور های خاص و که در واقع امریکا و طرفداران ان هستند انتخاب می شوند.افرادی که یا سیاست مدار هستند یا درجه علمی دارد.و جکسن نیز به صورت اتفاقی متوجه شده و وارد کشتی می شودان هم با کمک یک خانواده تبتی.
از اسم پسر جکسن نیز می توان متوجه شد که از داستان نوح الگو گرفته و در انتها نیز نوح است که انها را از غرق شدن نجات می دهد.
این فیلم دیگر فیلمی است که به نابودی زمین و دوباره زنده شدن ان اشاره می کند ولی مجددا از ایمان به خدا اثری نیست ،
که این سبب می شود که با دیدن این فیلمها انسان به این نکته بیندیشد که ایمان دیگر مطرح نیست و تو باید یا سیاست مدار یا یک انسان علمی یا در واقع یک انسان موفق و برتر باشی تا نجات یابی حال این موفقیت به هر نحوی می خواهد به دست اید با ایمان یا بدون ایمان!
شعار های ان زمان
" مرگ بر این سلطنت پهلوی"
" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد" "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"
" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است" " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"
" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!" " گول نخورید نهضت ما اساسی است"
" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"
" زندگی مصرفی معادل بردگی است"
" نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"
" شاه باید برگردد" " اعدام باید گردد"

" مرگ بر این سلطنت پر فریب"
" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"
- "الله اکبر"
- "لا اله الا الله"
-" یا حسین!"
- "حسین جان، حسین جان!" "راهت ادامه دارد"
- "نهضت ما حسینیه" "رهبر ما خمینیه"

اربعین حسینی تسلیت و التماس دعا